مرتضى راوندى

316

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

رشد تدريجى علوم تجربى علم طب « ابقراط علم طب را از حوزهء اسرارآميز معبد و تأثيرات آن آزاد ساخت و براساس علوم حياتى متكى نمود ، و مرض و حيات را تابع قوانين طبى دانست و نشان داد كه فقط با مطالعهء دقيق طبيعت ، به آن قوانين مىتوان دست يافت و روابط علت و معلول را نشان داد ، مطالعه و تجربه را اساس مباحث طبى شمرد و نظر و استدلال و منطق را راهبر و معلول مطالعه ، تحقيق و تجربه قرار داد ، اين دو ، يعنى تجربه و نظر را با هم توام ساخت . به عقيده ابقراط انسان جزيى از طبيعت است با همان قوانين ، هر موجود ذيحياتى به طبيعت مرتبط است . . . البته معلومات و اطلاعات ابقراط در طب محدود بود ، زيرا دست زدن به بدن انسان ، معمول نبود ، از علم تشريح اطلاعات كمى داشت ، فيزيولوژى نواقص بسيار داشت . . . با اين‌حال ابقراط روش علمى متينى طرح كرد ، طب را از ديانت منفك و جدا ساخت ، مطالعات بر بالين بيمار را اساس كار خود قرار داد . ابقراط مجموعهء طبى بسيار مهّمى كه قديمترين و گرانبهاترين ميراث معلومات طبى قدماست به‌نام « مجموعهء ابقراطى » باقى گذاشته كه در آن از تمام قسمتهاى نظرى و علمى طب ، بحث و تحقيق كرده است و همين مجموعه است كه بزرگترين منبع طب اسلامى شمرده مىشود . . . » « 1 » نخستين استاد تشريح « . . . جالينوس مخصوصا در قسمت تشريح ، يگانهء عصر بود و متجاوز از 12 قرن ، يعنى از قرن دوّم ميلادى تا آغاز قرن شانزدهم استاد مسلم اين رشته شمرده مىشد و همه اطباى قرون وسطا از جمله اطباى مسلمان با كمك كتب جالينوس با علم تشريح آشنا شدند و فقط در قرن 16 است كه طبيب و كالبدشناس معروف بلژيكى وزال ( Vesale ) كتابى در تشريح نوشت و نواقص تشريح جالينوس را مدلل داشت . . . به حكايت تاريخ ، ضعف و فساد امپراتورى روم غربى سبب حملهء قبايل وحشى بر ايتاليا گرديد ، درنتيجه ، علم و هنر از پيشرفت و سير تكاملى خود بازماند و بار ديگر عزايم و خرافات جاى دارو و درمان را گرفت . شيوع دين مسيح و رسمى شدن آن در روم شرقى نيز مشّوق اهل علم نبود ، برعكس ، سران دين ، فلسفه و علم را خلاف شرع مىدانستند و پيروان علم و فلسفه را

--> ( 1 ) . تاريخ مختصر علم طب ، دكتر قاسم غنى ، به نقل از مجله يادگار ، سال اول ، شمارهء ط ، ص 11 به بعد .